تبليغاتX
دوستی تنها عاشقی بی همتا

گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند

                                    طبیب پست فطرت جمله خلق را رنجور می خواهند

مرده شورها رازیند بر مرگ مردم

                                 بنازم مطربان را مردم را مسرور می خواهند
ادامه راه عاشقی
+ خط خطی شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 17:32 به دست پویا |


سلام

ادم وقتی شعرای رضا صادقی گوش می کنه وقتی به حس درون رضا می ره

به آرامش عجیبی دست پیدا می کنه صداش و شعراش همه آرامش خاصی میده


ادامه راه عاشقی
+ خط خطی شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 10:54 به دست پویا |


ناصر جان هوای دلم باز ابری است از سردی فکرها خوش به حال تو که خودتو توی مرده ها جا زدی و رفتی ولی من چه ، مانده ام اینجا و در فنجان هیچ کس نمی گنجم دلم برایت تنگ تنگ است کاش من هم می توانستم این راه نا تمام را تمام کنم تا به تو بپیوندم این چند روزه ازت متشکرم که حال و هوای شرجی خیالت با من بود وبلاگ ولی اعتراف می کنم که حس عجیبی داشتم مثل حس بارانی تو ، کسی را ندیدم ولی احساسش کردم و می خواهم تا ابد این حال و هوا را با خودم داشته باشم تا آخر دوستش دارم و خواهم داشت حتی اگر مرا مثل مترسک شعرهایت دوست نداشته باشد منتظرم باش همین روزها وقتی خدا خواست میام پیشت

منتظرم باش


ادامه راه عاشقی
+ خط خطی شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 8:30 به دست پویا |


به نام اویی که تنها امید عاشقان برای زندگی کردن هست

سلام

سلامی که بهونه هر آشنایی است و بهونه ای برای صحبت کردن است.

کم کم غروب خدا از راه می رسد

صد حیف از این بساط که برچیده می شود

(عید فطر مبارک)


ادامه راه عاشقی
+ خط خطی شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 10:55 به دست پویا |


 تقدیم به کسی که تمام وجودم از آن اوست

به کسی که نبودش نبود من بودنش جشن من


ادامه راه عاشقی
+ خط خطی شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 13:13 به دست پویا |


 

تقدیم به عشقم

تقدیم به امید زندگیم....

                          


ادامه راه عاشقی
+ خط خطی شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 18:53 به دست پویا |


بسمه تعالی

خدایا دلم جرأتش قطره ای بیش نیست پس تو ای عشق خود او را به این دریا ببر

سلام

نمی دانم با کدامین واژه ها و کلمات حرفهایم را آغاز کنم


ادامه راه عاشقی
+ خط خطی شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 9:52 به دست پویا |


ترانه

تا تو با منی زمانه با منست

بخت و کام جاودانه با منست

تو بهار دلکشی و من چو باغ

شوروشوق صد جوانه با منست

یاد دلنشینت ای امید جان

هرکجا روم ، روانه با منست

ناز نوشخند صبح اگر تراست

شور گریه شبانه با منست

برگ عیش وجام چنگ اگر چه نیست

رقص ومستی و ترانه با منست

گفتمش: مراد من ؟ به خنده گفت:

 لابه ازتو وبهانه با منست

گفتمش: من آن سمند سرکشم ...

خنده زد که تازیانه با منست!

هرکسش گرفته دامن نیاز

ناز چشمش این میان با منست

خواب نازت ای پری ز سرپريد

شب خوشت که شب فسا نه با منست

+ خط خطی شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 21:12 به دست پویا |


سکوت با ما چه  کرده ای

بر دل نقش بسته ای


ادامه راه عاشقی
+ خط خطی شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 23:1 به دست پویا |


شب شده ساكته دوباره خونه

مي گرده دل دنبال يك بهونه

مي گرده باز گنجه ي خاطراتو

پي يه حرف ناب و عاشقونه


ادامه راه عاشقی
+ خط خطی شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 0:40 به دست پویا |